اما در باب مقایسه میرحسین و کروبی:
۱-همه خیر خواهان میگویند که هر دو محاسنی دارند و در واقع مثل دو نوع مختلف آنتی باکتری هستند که برای درمان عفونت خطرناکی که گریبان مملکت را گرفته لازمند. اما همان طور که دکتر سروش گفته امروز نیاز به مرد عمل داریم اما شگفتا که کسی که احتمال رای آوریش قریب به صفر است چگونه میتواند عملی انجام دهد؟ خیلی از نخبگان با میر حسین اختلافاتی دارند ولی دقیقا با همین منطق "تاکید بر عمل دکتر سروش" از او حمایت میکنند. چراکه در جایی که دسترسی به پنی سیلین نیست آموکسی سیلین هم بهتر از باز تولید عفونت است.
۲- از دکتر سروش آموخته اییم که نباید از تغییر و تحول هراسید که شرط پویایی و حیات اندیشه است. حالا چه شده که دکتر در مصاحبه خود با افتخار بر نظر چهار سال پیش خود تاکید میکند. اثبات این که نسخه چهار سال پیش من درست بوده مهم تر است یا خلاصی از وضع خطرناک موجود؟
۳- بزرگترین نقطه قوت کروبی را مشاورانش و تیم همکارش میدانم ولی برخی از افراد همین تیم همکار در حال خدشه دار کردن ویژگی اصلی او یعنی "مرد عمل بودن" هستند. جناب دکتر در چهار سال پیش از کروبی حمایت کردند چون او و شعارهایش در قد و قامت سیستم موجود بود و به همین دلیل هم میتوانست به دور از حرفهای قلمبه سلمبه روشنفکری کار کند. اما برخی از همین مشاوران حرفهایی در دهان شیخ میگذارند که بیش ار آنکه رای آور باشد خنده آور است چراکه هیچ سنخیتی با شیخ ندارد. و از آن گذشته در سیستم موجود عملی نیست. در واقع نفوذ شیخ در جامعه ایران به دلیل همان حرفهای ۵۰هزار تومانی(قصد مسخره کردن ندارم) اوست که متاسفانه رساتر از هزار حرف اساسی است. مشکل بسیاری از "مرد عمل ها" در تاریخ ایران آدم های آرمانگرایی بودند که حرفهای بی ربطی مثل "خروج از حاکمیت" و" تحریم انتخابات" را مطرح میکردند و انرژی جنبش اجتماعی را مستهلک میکردند و متاسفانه همین ها امروز دور شیخ را گرفته اند.
۴-حرف چهار سال پیش دکتر در حمایت از کروبی مسموع بود ولی در این چهار سال هم جامعه عوض شده و هم نیازها و هم شیخ.پس چشممان را باز کنیم تا سرمان به سنگ واقعیت نخورد.