تبليغاتX
خواب طولانی
در حال نوشتن یادداشتی در تحلیل مصاحبه دکتر سروش در حمایت از کروبی بودم که محمود دولت آبادی سخنانی تند علیه دکتر سروش ایراد کرد و شگفتا که دکتر سروش به جای پاسخ به دولت آبادی انبانی از کینه های خاک گرفته گذشته را بر سر میر حسین خالی کرد. قبل از تحلیل این دعوای ناپخته باید تاکید کنم که دکتر سروش و دولت آبادی را از سرمایه های ارزشمند فرهنگی این کشور میدانم. هرگز سخنرانی مهر ماه ۷۴ دانشگاه تهران را فراموش نمی کنم و آنکه در روزهای تاریک اوا‌سط دهه هفتاد شمسی چگونه دکتر سروش مردانه بر سر حرفهایش ایستاد. از چماقداران و طناب دارشان نترسید و نهالی را که کاشته بود پاسداری کرد تا در دوم خرداد شکوفا شود.با او آموختیم که باید خواند و خواند تا درد را بفهمیم و درمانش را بشناسیم. هم او بود که نسل ما و گفتمان روشنفکری وقت را از تاریکی تقلید کورکورانه از اندیشه های چپ و گفتمان عصبی و فحاش چپ جهان سومی رهانید. از دولت آبادی توقعی نداریم که فرزند آن دوران است اما نمیدانم چه شده دکتر دوباره خود در پی آن گفتمان افتاده  و افسوس که دکتر وارد دعوایی شد که هیچ نفعی الا برای دشمنان ندارد.

اما در باب مقایسه میرحسین و کروبی:

۱-همه خیر خواهان میگویند که هر دو محاسنی دارند  و در واقع مثل دو نوع مختلف آنتی باکتری هستند که برای درمان عفونت خطرناکی که گریبان مملکت را گرفته لازمند. اما همان طور که دکتر سروش گفته امروز نیاز به مرد عمل داریم اما شگفتا که کسی که احتمال رای آوریش قریب به صفر است چگونه میتواند عملی انجام دهد؟ خیلی از نخبگان با میر حسین اختلافاتی دارند ولی دقیقا با همین منطق "تاکید بر عمل دکتر سروش" از او حمایت میکنند. چراکه در جایی که دسترسی به پنی سیلین نیست آموکسی سیلین هم بهتر از باز تولید عفونت است.

۲- از دکتر سروش آموخته اییم که نباید از تغییر و تحول هراسید که شرط پویایی و حیات اندیشه است. حالا چه شده که دکتر در مصاحبه خود با افتخار بر نظر چهار سال پیش خود تاکید میکند. اثبات این که نسخه چهار سال پیش من درست بوده مهم تر است یا خلاصی از وضع خطرناک موجود؟

۳- بزرگترین نقطه قوت کروبی را مشاورانش و تیم همکارش میدانم ولی  برخی از  افراد همین تیم همکار در حال خدشه دار کردن ویژگی اصلی او یعنی "مرد عمل بودن" هستند. جناب دکتر در چهار سال پیش از کروبی حمایت کردند چون او و شعارهایش در قد و قامت سیستم موجود بود و به همین دلیل هم میتوانست به دور از حرفهای قلمبه سلمبه روشنفکری کار کند. اما برخی از همین مشاوران حرفهایی در دهان شیخ میگذارند که بیش ار آنکه رای آور باشد خنده آور است چراکه هیچ سنخیتی با شیخ ندارد. و از آن گذشته در سیستم موجود عملی نیست. در واقع نفوذ شیخ در جامعه ایران به دلیل همان حرفهای ۵۰هزار تومانی(قصد مسخره کردن ندارم) اوست که متاسفانه رساتر از هزار حرف اساسی است. مشکل بسیاری از "مرد عمل ها" در تاریخ ایران آدم های آرمانگرایی بودند که حرفهای بی ربطی مثل "خروج از حاکمیت" و" تحریم انتخابات" را مطرح میکردند و انرژی جنبش اجتماعی را مستهلک میکردند و متاسفانه همین ها امروز دور شیخ را گرفته اند. 

۴-حرف چهار سال پیش دکتر در حمایت از کروبی مسموع بود ولی در این چهار سال هم جامعه عوض شده و هم نیازها و هم شیخ.پس چشممان را باز کنیم تا سرمان به سنگ واقعیت نخورد.             

 

نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 |
این نوشتار قبلا در روزنامه (http://roozname.org/) منتشر شده است.

در قسمت پیشین توضیح دادیم که اگر از وضع موجود ایران خسته شده اید راه خلاصی، آمدن به آمریکا و دکترا گرفتن نیست. مگر اینکه هدف اصلیتان ادامه تحصیل و تحقیق و کار دانشگاهی باشد که در این صورت آمریکا بهترین جای دنیا برای این تیپ کارهاست. حالا با این پیش فرض که هدف از ادامه تحصیل مشخص شده است، مهمترین مساله بعدی اخذ کمک مالی است. پیش از طرح جزییات باید اعتراف کنم که این یادداشت صرفا بر پایه اطلاعات شخصی نویسنده نوشته شده و منابع دیگری هم در اینترنت و گروههای الکترونیکی و ... موجود است. کافیست چیزی شبیه  راهنمای اخذ پذیرش در آمریکای شمالی و نظایر آن را گوگل کنید آنوقت منابع دیگر را هم خواهید دید. با این وصف اگر دوستان اطلاعات کاملتری دارند در تکمیل این یادداشت به ما کمک کنند. 

برای ما دانشجویان ایرانی که عمدتا متعلق به طبقه متوسط شهری هستیم پرداخت شهریه (حدودا ده هزار دلار در هر ترم)و هزینه زندگی درآمریکای شمالی تقریبا غیر ممکن است. پس به کمک مالی یا همان بورسیه نیاز داریم. در حال حاضر وزارت علوم حاضر به پرداخت بورسیه به دانشجویان برای ادامه تحصیل درآمریکا نیست پس باید بدنبال اخذ کمک مالی از خود دانشگاه بود. برای اینکار چند راه وجود دارد و برای اخذ هر کدام از موقعیتها باید با اساتید دپارتمان و مسوول پذیرش دپارتمان رابطه قوی داشته باشید روشهای اخذ کمک مالی به اختصار عبارتند از:

۱-دستیار تدریس (Teaching Assistant یا TA ): در این حالت با دپارتمان یک قرارداد میبندید که در ازای آن باید درسهای رده پایین مثل آزمایشگاه یا دروس ابتدایی را تدریس کنید ویا برای اساتید دیگر ورقه صحیح کنید و دپارتمان هم در ازای آن شهریه شما را میپردازد و حقوق مختصری هم به شما پرداخت میکند که برای گذران امور روزمره یک زندگی دانشجویی کافیست. اگرقصد دارید برای دستیار تدریس اقدام کنید باید حتما نمره Speaking شما خوب باشد. ایراد اصلی این روش جدا بودن کارتان از تحقیق(رساله دکتری) است. که به معنی کار دو چندان است. ولی در رشته های محض و علوم انسانی "دستیار تدریس" معمولا تنها راه اخذ کمک مالی است. 

۲-دستیار تحقیق (Research Assistant, RA) : در این روش استاد شما از صنعت پروژه تحقیقاتی میگیرد و شما هم به عنوان دستیار پروژه با او کار میکنید استاد مربوطه شهریه شما را از محل درآمدهای پروژه پرداخت میکند و به شما هم حقوق پرداخت میکند. در این روش باید اساتیدی را که در زمینه مورد علاقه شما پروژه دارند شناسایی کنید و با آنها ارتباط بگیرید. ایراد این روش آنست که شما باید حتما در موضوع پروژه مربوطه تحقیقات کنید که لزوما با علایق شما یکی نیست. اما دراین حالت کار شما با تحقیقتان یکی است. یعنی نیازی به تدریس و ... در کنار کارهای روزمره تان ندارید.

۳-کمک هزینه دانشجویی (Scholarship) : این فرصت معملا به دانشجویان بسیار برجسته ارائه میشود و در ازای آن لازم نیست کار خاصی برای دپارتمان انجام دهید. بعضی دانشگاهها حالت ۱و ۳ را باهم ترکیب میکنند. مثلا سال اول و سوم دکتری روی (Scholarship) هستید و سال دوم و چهارم روی (TA) ویا چیز شبیه این.

در قسمت بعدی درباره حالتی که نتوانستیم کمک مالی پیدا کنیم صحبت خواهیم کرد.

نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 |
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی