تبليغاتX
خواب طولانی

 

وبلاگستان در ایران(به نقل از BBC)

 این روزها وبلاگهای ایرانی به رسانه ای موثر تبدیل شده و با وجود تهدید، زندان و فیلترینگ، بسیاری از وبلاگ نویسان ایرانی فعالانه درباره موضوعات مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و هنری می نویسند و کثرت و شوق آنها توجه ناظران بیرونی را جلب کرده است.

اخیرا جان کلی و بروس اتلینگ در "مرکز برکمن برای اینترنت و جامعه" در دانشگاه هاروارد با تحلیل شبکه اجتماعی وبلاگ نویسان ایرانی گرایشها، علایق و رفتار آنها را برای اولین بار دسته بندی کردند.

آقای اتلینگ، مدیر پروژه دموکراسی و اینترنت در مرکز برکمن دانشگاه هاروارد، هدف خود از این تحقیق را ارایه تصویری کامل از وبلاگستان ایرانی توصیف کرد.

او می گوید: "ما فکر کردیم تهیه نقشه شبکه اجتماعی وبلاگ نویسان ایرانی مهم است، زیرا فضای وبلاگهای ایرانی، محیط بسیار بزرگی است و درون هر خوشه وبلاگی، آنقدر وبلاگ نویس هست که شاید تصور کنید آنها تمام وبلاگ نویسهای ایرانی هستند. برای همین ما با تهیه این نقشه قصد داشتیم این فضا را بهتر درک کنیم."

به گفته آقای اتلینگ، اغلب اوقات در موسسات پژوهشی و سیاستگذاری واشتنگتن چنین استدلال می شود که اکثر وبلاگ نویس های ایرانی، جوان و دموکراسی طلب و مخالف حکومت هستند، ولی او و جان کلی دریافتند که این افراد تنها گروهی از بلاگرهای ایرانی هستند و گروههای دیگر معمولا نادیده گرفته می شوند.

آسمانی پرستاره

نقشه ای که جان کلی و بروس اتلینگ ترسیم کرده اند، بیشتر شبیه آسمانی تاریک با توده های رنگین ستارگان است که هر توده، نماینده یک قطب است.

جان کلی، بنیانگذار و محقق ارشد در موسسه "مورنینگ ساید انلتیکس"، درباره چگونگی تهیه این نقشه از حدود ۶۰ هزار وبلاگی که مطالبشان مرتبا نو می شود، می گوید: "ما از روش نقشه برداری از شبکه های اجتماعی استفاده کردیم. ما اکثر مطالب و پیوندهای وبلاگهای ایرانی به یکدیگر و منابع خبری را بررسی کردیم تا ببینیم آنها به چه مسائلی توجه دارند یا این که بلاگرها حول چه گروه هایی گردهم می آیند و چه علایق مشترکی دارند."

چهار قطب وبلاگستان ایران در نقشه جان کلی و بروس اتلینگ عبارتند از "سکولار"، "اصلاح طلب"، "مذهبی"، "محافظه کار"، "شعر و ادب فارسی" و شبکه مخلوط که به ترکیبی از موضوعات مختلف نظیر ستارگان سینما و آیین زرتشت می پردازد.

به گفته این پژوهشگران، قطب سکولار، اصلاح طلب دربرگیرنده ایرانیان داخل کشور و مقیم خارج است که درباره موضوعات مختلف از جمله سیاست می نویسند.

قطب مقابل آنها، مذهبی، محافظه کار، از سه زیر مجموعه تشکیل شده که بلاگرهای دو زیر مجموعه بیشتر به مسائل مذهبی می پردازند و یکی به سیاست و امور جاری کشور.

یکی از این وبلاگ نویسهای مذهبی جوان، مهدی احمدی نژاد، پسر رییس جمهور است، که در پی پخش اس ام اسی درباره این که پدرش مانند شخصیت اصلی سریال "مرد هزارچهره" اشتباهی به قدرت رسیده، پاسخ ریشخندها را داد.

مساله هویت

یکی دیگر از یافته های این دو پژوهشگر آمریکایی این است که اکثر وبلاگ نویسهای قطب سکولار،اصلاح طلب با نام واقعی خود می نویسند و بر عکس این بلاگرهای محافظه کار و مذهبی هستند که بیشتر ترجیح می دهند هویت واقعی خود را پنهان کنند.

با وجود این یافته، برخی از وبلاگ نویسهای اصلاح طلب می گویند از زمان به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد فشار به وبلاگ نویسهای دارای هویت آشکار تشدید شده است.

به عنوان نمونه یک روزنامه نگار که با نام واقعی خود مطالبی انتقاد آمیز علیه دولت نهم می نوشته و چند ماه از کار تعلیق شده، می گوید گرایش به پنهان کردن هویت نزد بلاگرهای منتقد دولت افزایش یافته است.

یافته دیگر جان کلی و بروس اتلینگ این است که هر چند برخی از دختران و زنان در قطب سکولار، اصلاح طلب حضوری فعال در حوزه وبلاگهای ایرانی دارند، ولی در کل شمار وبلاگ نویسان زن از مرد کمتر است.

پرستو دوکوهکی، نویسنده وبلاگ "زن نوشت"، ضمن ابراز قدری تردید، درباره دلایل تفاوت بین شمار وبلاگ نویسهای مرد و زن در ایران می گوید: "وقتی حضور زنان در جامعه ایران از مردان کمتر است، می توان انتظار داشت که در فضای مجازی نیز تعداد زنان کمتر باشد. همینطور طبیعتا بخاطر فقر بیشتر زنان و هزار عامل دیگر، دسترسی زنان به اینترنت و فناوری اطلاعات در ایران کمتر است و به تبع ممکن است تعداد وبلاگهای آنها نیز کمتر از مردان باشد."

جان کلی و بروس اتلینگ همچنین دریافته اند فیلترینگ وبلاگها توسط دولت ایران به آن شدتی نیست که تصور می رود. به گفته آنها، عمده وبلاگها در ایران قابل دسترسی است ولی وبلاگ نویسان قطب سکولار،اصلاح طلب بیشتر با فیلترینگ مواجه می شوند.

حمید تهرانی، سردبیر بخش فارسی سایت "گلوبال ویسس" که وبلاگهای سراسر دنیا را بازتاب می دهد، می گوید یافته های این تحقیق را جالب توجه می داند. به گفته آقای تهرانی، این تحقیق باور نادرستی را که سالها رسانه های غربی درباره تیپ و گرایش غالب بلاگرهای ایرانی ترسیم کرده بودند، زدود.

او همچنین معتقد است این تحقیق دانشگاهی که برای اولین بار در چنین سطحی به تحلیل وبلاگستان ایران پرداخته، می تواند به بلاگرهای ایرانی کمک کند تا درک بهتری نسبت به خود و سایر همتایانشان پیدا کنند.

این دو محقق آمریکایی می گویند با توجه به سرکوب روزنامه ها و دولتی بودن رادیو و تلویزیون، وبلاگها بازترین رسانه برای گفتمان سیاسی در ایران است زیرا به دلیل ماهیتشان، دشوارتر قابل کنترل هستند.

اما آنها تاکید می کنند که این محیط تک صدا نیست و در کنار انتقاد از سیاستهای دولت آقای احمدی نژاد توسط وبلاگ نویسان اصلاح طلب، می توان به وبلاگهایی برخورد که در آن مدح آیت الله علی خامنه ای گفته می شود و پیروزیهای حزب الله لبنان جشن گرفته می شود.

نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 |
۱-هیلاری کلینتون نامزد احتمالی دموکراتها برای ریاست جمهوری:"آمریکا این قدرت را دارد که ایران را "کاملا محو" کند."

۲-رابرت گیتس وزیر دفاع جمهوری خواه دولت بوش هشدار داده است که جنگ با ایران می‌تواند در سطوح مختلف فاجعه‌ آمیز باشد. به گفته وی، جنگ دیگری در خاورمیانه، آخرین چیزی است که آمریکا به آن نیاز دارد.

 ۳-موفق ربیعی (مسوول برنامه ریزی انتقال مسئولیت امنیت عراق از نیروهای آمریکایی به ارتش عراق) :ایران در عراق بدنبال شکست جمهوری خواهان آمریکاست. او گفته  هدف ایران از رودررو قراردادن سپاه مهدی و دولت عراق، جلوگیری از پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا بوده است.

نتیجه گیری: جای ملاحسنی خالی که یک استراتژیکی بکند!

نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 |

بوی گل نرگس؟

      _نه،

               که بوی خوش عید است!

شو پنجره بگشا،

که نسیم است  ونوید است

رو، خار غم از دل بکن ، ای دوست ، که نوروز

هنگام درخشیدن گل های امید است

بر لاله از برف برون آمده بنگر،

چون روی تو، کز بوسه من سرخ وسپید است

با نقل و نبیدم نبود کار، که امروز

روی تو مرا عید و لبت نقل ونبید است

گر با دل خونین ، لب خندان بپسندی،

با من بزن این جام، که ایام ، سعید است!

"فریدون مشیری"

 

نوشته شده توسط علیرضا در شنبه سوم فروردین 1387 |
یکی از شگفتی های سیستم موجود اینست که اگر خودی باشید هر کاری مجاز است. حتی کفر! مثلا حضرات مداح انواع و اقسام کفریات را بالای منبر بیامبر ترویج میکنند و توجیه فتوای قتل وکشتار شیعیان بیگناه عراق را فراهم میکنند  آقایان هم دم بر نمی آورند. اما اگر دکتر سروش غیر خودی بحثی کلامی را مطرح کند رگ گردن آقایان متورم شده و فریاد وا اسلاما سر میدهند!   
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 |
دیشب داشتم گزارش روزنامه نیویورک تایمز راجع به دانشجویان مارکسیست ایرانی را میخواندم:

http://www.nytimes.com/2008/01/20/world/middleeast/20iran.html جمله معروف مارکس برایم زنده شد(ظاهرا مارکس این جمله را از هگل نقل میکند) که تاریخ تکرار میشود بار اول بصورت تراژدی غم بار و بار دوم بصورت کمدی فلاکت بار. تراژدی غم بارش که در دهه ۵۰ بدر صاب بچه این ملت را تا چند دهه در آورد. خدا کمدی فلاکت بارش را در دهه ۸۰ به خیر بگذراند! 

نوشته شده توسط علیرضا در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 |
سعید حبیبی احتمالا تنها نماد جنبش دانشجویی و فراز و فرودهای یک دهه اخیر آن به شمار میرود. سعید از انهایی نبود که چون کار دیگری بلد نیستند وارد سیاست میشوند. اگر میخواست با مدرک برق  صنعتی شریفش ادامه تحصیل دهد الان قطعا در یکی از  دانشگاههای معتبر آمریکا مشغول تحصیل و تحقیق بود بی آنکه نمک گیر این و آن شود. اگر میخواست از نردبان قدرت بالا رود قطعا الان مدیر جا افتاده ایی بود چراکه شرط لازم و کافی ترقی در این سیستم -که همان ارتباطات فامیلی است- را داشت. اگر میخواست وارد دنیای مهندسی شود کار و کاسبی موفقی داشت. ولی در هیچ کدام از این چارچوب ها جا نشد!

سعید بی آنکه اسمش را در بوق و کرنا کند کار میکرد و آنهایی که اهل فن بودند خوب شناخته بودندش و با حساب و کتاب اسمش را در لیست قتلهای زنجیره ایی گذاشته بودند. با این حال به توصیه های عمویش  (که او هم تابلوی معنی دار از عقلای جمهوری اسلامی است)گوش نداد و راهش را ادامه داد.

آن روز که دانشجویان بار زحمت ستادهای خاتمی را بر دوش میکشیدند او بیش تاز بود و همگان اجرای موفقش در تجمع بزرگ حمایت از خاتمی (که به گفته خیلی تحلیلگران تاریخی بود) را به یاد دارند. آنروزها که مردم صادقانه به اصلاحات دل بسته بودند هر کاری از دستش بر میامد برای اصلاحات انجام داد حتی شده در صف nام اصلاحات که جوانان مشارکت باشد! بعد از آنکه این جریان جمع شد به روزمرگی نبرداخت و مشتاقانه به کار تئوریک برداخت نه از روی توصیه های ملوکانه آقایان- که منظورشان از کار تئوریک رفتن بی نخود سیاه بود- که از سر حقیقت طلبی به دنبال فلسفه و ادامه تحصیل در این رشته رفت. اگرچه با جریان چب دانشجویی همدلی ندارم و روشهایشان را قبول ندارم قبلا در جای دیگری نوشته ام که بیدایش این جریان بیشتر معلول یاس ناشی ازشکست اصلاحات است تا واقعیتهای جامعه ایران ولی بازهم چب شدن سعید  واقعیتهای موجود جنبش دانشجویی را منعکس میکند- جوانی و جستجوی راههای تازه- چراکه او تابلوی جنبش دانشجویی است! هر چه باشد سعید هزینه افکارش را از جیب خودش میبردازد نه مثل آقایان که از جیب مردم جوانی کردند و حالا هم امثال او را به سخره میگرند! انگار یادشان رفته که تا دیروز نشستن روی مبل را از مظاهر طاغوت و سرمایه داری میدانستند و امروز به برکت رانت خوارگی حساب اموالشان از آسمان گذشته و سمبل دک و بز و اشرافیت شده اند!

امیدوارم دوست قدیمی ام -سعید- هر چه زودتر آزاد شود چراکه به امثال او نیاز است. همانهاییکه زنگار نخود و لوبیای زندگی از  دایره دردمندی دورشان نمیکند!

       

نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه سوم دی 1386 |
از آنجا که مدتی است از بازار نشر و کتاب در ایران دور بوده ام  اگر دوستان و خوانندگان وب لاگ کتاب مفیدی میشناسند نام کتاب را همراه با معرفی مختصر آن کامنت بگذارند.    

نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه هجدهم آذر 1386 |
۱۳  آبان امسال هم آمد و رفت. باز هم طبق روال گذشته پولی از کیسه ملت خرج شد و چند میتینگ برگزار کردند. و باز هم گرایشهای مختلف نظراتشان را مطرح کردند. که کسی حال و حوصله و وقت ارزیابی این نظرات  را ندارد. در این بین یک نکته بسیارمهم مورد توجه قرار نگرفت.اشتباه نکنید قصد ندارم که در خطا بودن واقعه اشغال سفارت آمریکا مطلبی بنویسم.(چراکه اساسا مطلب اینقدر واضح است که نیازی به توضیح ندارد.) تنها نکته مهم مغفول آنست که خطا بودن این عمل برای نسل جوان از روز روشن تر است و دوستان نسل قبل هم اگربیش از اندازه بر توجیه عملشان اصرار کنند موقعیت خود را به کلی در بین نخبگان نسل جوان از دست خواهند داد. و آنچه مهم است صرف این موقعیت نیست بلکه سرمایه ایی است که این روزها سخت به آن نیاز داریم و آنهم همراهی جمله نخبگان برای حفظ مملکت در برابرخطر ماجراجویان است. 

 

 

نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 |
در خبرها خواندم که هیلاری در وعده های انتخاباتیش قول داده که در صورتی که رییس جمهور آمریکا بشه به هر کودک آمریکایی ۵۰۰۰ دلار بول میده یکی از دوستان میگفت مرض کروبیسیم به آمریکا هم سرایت کرده! ولی این جوری ها هم نیست. کاش کروبی خودشو جدی گرفته بود و شعارهاشو به صورت ... مطرح نمیکرد!

 بگذریم ولی آسمونه دنیا همه جا یک رنگه. مثلا بوش هم با تحریک احساسات مذهبی و اخلاقی مردم سر مسایلی مثل سقط جنین و قانونی شدن ازدواج همجنس بازها رای آورد. و دموکراتها هم با شعارهای روشنفکری مثل گرمایش زمین و... انتخابات رو باختن. درست مثل انتخابات ریاست جمهوری  ایران خودمون! ما هم از این کار هیلاری یاد بگیریم که به جای فحش دادن به عوام عملی گرایانه تر فکر کنیم.

 

نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه پنجم مهر 1386 |
چند وقت بیش نوشتم که (بر خلاف دیدگاهی که بس از انتخاب احمدی نژاد رایج شد) فکر نمی کنم که فهم سیاسی مردم بایین است در آن یادداشت دلایلی مربوط به جامعه ایران ذکر کردم تا اینکه هفته قبل اتفاقی برایم بیش آمد که فهمیدم فهم سیاسی مردم ما در مقایسه با کشورهای منطقه نه تنها بایین نیست که باید به همان فهم ۵۰ هزار تومانی مردم روستاییمان  صد رحمت فرستاد! 

راستش قبل از این ماجرا هم وقتی دانشجویان عرب ما را میدیدند بی اختیار به تعریف و تمجید از احمدی نژاد میبرداختند که خیلی جدی نمی گرفتم چراکه تمجید هایشان از جنس تعریف از علی دایی و باریس هیلتون و... بود. اما این یکی با بقیه فرق داشت. چند روز قبل یکی از دوستان مسلمان اهل مالزی همراه با یکی از دوستان چینی اش ما را دید. نمی دانم کدام خدا نیامرزی به او گفته بود که اخیرا یک نفر را در ایران سنگسار کرده اند. او هم که از فضای ذهنی ما بی خبر بود شروع کرد به تحسین این عمل ناشایست. تازه ول کن هم نبود میگفت شما باید دست دزدها را هم قطع کنید! چشمتان روز بد نبیند آن رفیق چینی اش هم آنچه توانست به اسلام و مسلمین خندید و هم من که نمی دانستم از دست این دوستمان چه کنم بحث را عوض کردم. شب بیش خود فکر میکردم اگر دانشجوی دکتری فرنگ دیده شان این است باز هم صد رحمت به همان روستایی های خودمان که حداقل به اندازه ۵۰ هزار تومان می فهمند!      

نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه یکم شهریور 1386 |